خرید بک لینک

ای امام رئوف، ای غریب غریب نواز !

به آستانه ی محبت تو، دامن حاجت می آوریم و صحرا صحرا کرامت می بریم.

ای غریب غریب نواز!

چه کنیم که ظرفیت دست و دامن کوچک ما اندک است، و الّا دریای احسان تو بیکرانه است.

میلیونها زائر را می پذیری، و نه منت می پذیری. هر کس را به نحوی می نوازی، تو « رضا» یی و همه را راضی بر می گردانی و ذره ای از عنایت تو و ارادت ما کم نمی شود.

آنجا که فرشتگان به کفشداری حرمت مشغولند و کروبیان خادمان افتخاری آستان تو اند، ما کمتر از آنیم که خاک پای خسته ی زائرانت باشیم و « اباصلت» آستانت به شمار آییم.

اما تو زائرانت را دوست داری و در خانه ی خودت به حضور می پذیری.

لحظه ای که دلمان می شکند و شانه هایمان می لرزد و اشک در دیدگانمان حلقه می زند، یعنی اذن ورودمان داده ای.

وقتی «السلام علیک» می گوییم، رواق چشممان با قطرات اشک، آیینه کاری می شود.

آنگاه از پشت ضریح اشک سیمای تو را می بینیم که حله ای از عصمت سبز قرار دارد و دست عنایتت بر سر زائران است و نگاه مهربانت، ضامن آهوی دل ما می شود، دلی که از همه جا رمیده و به حرم تو روی آورده است.

همه ی هستی ما، نذر یک لحظه حضور در کنار ضریحت باد.

برچسب: نویسنده: پرهام دادخواه تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 16:21

صفحه بندی